سفارش تبلیغ
صبا

غزل باران
 
لینک دوستان

رؤیای کودکانه ی ما نابجا نبود

یک لحظه دستهای تو از من جدا نبود

 

من هرچه فکر می کنم آن روزهای خوب

هرگز میان من و تو لفظ "شما" نبود

 

من محو چشمهای تو بودم تمام روز

آن روزگار  دیدنِ  تو  ناروا  نبود

 

من در سکوت غرق نگاه تو می شدم

وقتی برای پرسش و چون و چرا نبود

*  *  *

دیشب دوباره دیدمت اما ...خدای من

دیدم خدای کودکی ام آشنا نبود


[ جمعه 91/12/25 ] [ 4:48 عصر ] [ احمد حاجبی ] [ نظرات () ]


.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

موضوعات وب
امکانات وب


بازدید امروز: 13
بازدید دیروز: 11
کل بازدیدها: 52865