سفارش تبلیغ
صبا

غزل باران
 
لینک دوستان

حرف ناگفته

راز کتمان شده در سینه شمایی آقا

حرف ناگفته ی هر شیعه، کجایی آقا؟

گرچه هر لحظه شما در همه جایی آقا

چشم هر جمعه به در مانده بیایی آقا


[ جمعه 91/11/20 ] [ 11:4 صبح ] [ احمد حاجبی ] [ نظرات () ]

مهدی(عج)

 

روزی که ستم عدل شد و خانه درش سوخت

یک سلسله زنجیر شد و در اثرش سوخت

 

محراب که با خون علی رنگ شفق یافت

با خدعه ی بیداد حسن هم جگرش سوخت

 

نوبت به حسین آمد و با دعوت این قوم

لب تشنه زمین گیر شد و در سفرش سوخت

 

سجاد خود از غصه ی این واقعه می مرد

آن روز که در بادیه بال پدرش سوخت

 

هم باقر و هم صادق و هم کاظم این قوم

مسموم شد و شیعه ی او با خبرش سوخت ...

*  *  *

تا شیعه تو را جمعه ی موعود ببیند

در حسرت دیدار تو چشمان ترش سوخت

 

یک چشم اگر منتظر قائم خود هست

از گریه بر این طایفه چشم دگرش سوخت...

 


[ دوشنبه 91/11/2 ] [ 9:55 صبح ] [ احمد حاجبی ] [ نظرات () ]


.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

موضوعات وب
امکانات وب


بازدید امروز: 3
بازدید دیروز: 3
کل بازدیدها: 54374