سفارش تبلیغ
صبا

غزل باران
 
لینک دوستان

مانند خلق کردن یک داستان گذشت

بیش از سه سال ساده تر از یک رمان گذشت

عمری که لحظه لحظه ی آن در کنار تو

در اضطراب درس و شب امتحان گذشت

یک شعر عاشقانه نگفتم برای تو

از بس که روز و شب همه در فکر نان گذشت

بعد از تو او به درد خودش هم نمی خورد

این مرد بی ستاره که از کهکشان گذشت

بی مرگ مرده بوده ام و زندگی نبود

این لحظه های بی تو که با دیگران گذشت

من ناامید نیستم ای آخرین امید

شاید بهار آمد و فصل خزان گذشت

12/2/91


[ شنبه 91/7/29 ] [ 12:10 صبح ] [ احمد حاجبی ] [ نظرات () ]

در ابتدا غزلی زیبا از آقای غلامرضا طریقی و در ادامه نقیضه ای را که بر آن سروده ام خدمتتان تقدیم می کنم:

با یاد شانه های تو سر آفریده است

ایزد چقدر شانه به سر آفریده است

پای مرا برای دویدن به سوی تو

پای تو را برای سفر آفریده است

معجون سرنوشت مرا با سرشت تو

بی شک به شکل شیر و شکر آفریده است

هر چیز را که یک سر سوزن شبیه توست

خوب آفریده است اگر آفریده است

چون قید ریشه مانع پرواز می شود

پروانه را بدون پدر آفریده است

تا چشم شور در تو نیفتد هر آینه

آیینه را بدون نظر آفریده است

میخواست کوره در دل انسان به پا کند

مقدور چون نبود جگر آفریده است

غیر از تحمل سر پر شور دوست نیست

باری که روی شانه ی هر آفریده است

غلامرضا طریقی

 

با یاد گوشهای تو سر آفریده است

ایزد چقدر مثل تو خر آفریده است

هر چیز را که یک سر سوزن شبیه توست

نامش خر است گرچه بشر آفریده است

معجون گوشهای تو را روی آن سرت

چیزی شیبه قیف دو سر آفریده است

پای مرا برای سواری گرفتن و

پای تو را برای سفر آفریده است

تا چشم اسب بر تو بیفتد بدون شک

کره خری بدون پدر آفریده است!

الف.ح


[ جمعه 91/7/28 ] [ 7:37 صبح ] [ احمد حاجبی ] [ نظرات () ]

با عرض سلام خدمت ادب دوستان عزیز؛ با تقدیم یک سروده ی طنز کرکره ی این خانه را بالا می کشیم:

سرخی خنده ی محبوب من از ماتیک است

لیپوساکشن شده و قامت او باریک است

میزند پودر و سفیدآب و به گچ می ماند

میزند لاف که اصلیت من تاجیک است

کم سواد است و به راپید خودش می نازد

خودنویس من بیچاره اگر یک بیک است

مغز او خالی و کودن تر از او آدم نیست

مانتو اش صورتی چرک و عجب هم شیک است

میزند چشمک و در پاسخ من میگوید

مشکلم درد عصب هست و مرض هم تیک است

پرده ها عاقبت افتاد و به حیرت دیدم

صورت بی کِرِِم او چقَدَر تاریک است!

 


[ جمعه 91/7/28 ] [ 3:6 صبح ] [ احمد حاجبی ] [ نظرات () ]


.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

موضوعات وب
امکانات وب


بازدید امروز: 3
بازدید دیروز: 3
کل بازدیدها: 54374